mohadese تصویر پروفایل سوال زیر را مطرح کرده

خواهر شوهر

زمان پرسش: ۷ام اسفند ۱۳۹۲

من يك خواهر شوهر دارم هم سن خودم و مجرد ..هر بدجنسي كه از دستش بر مي اومد كرد تو زندگيم؟؟نسبت بهش الرژي شديد دارم؟؟بهم بي محلي ميكنه ولي كافي وجود من براش منفعت داشته باشه سريع از اش استفاده ميكنه؟؟دلم ميخواد حالش بگيرم ولي هميشه به خاطر مصلحت زندگيم از كنارش گذشتم رو بدي هاش چشمم بستم؟؟به نظر شما كارم نشانه حقارت نيست بهتر نيست زهر چشم بگيرم از اش؟؟؟كمك ام كنيد دوستان

پاسخ شما ...

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن zeinab:

    یهترین کار بی تفاوتییه

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن Hasti Jonam ( زهرا ):

    نه بابا ندیدش بگیر احساس کن همچین آدمی وجود نداره اصن
    بعد از یه مدت خودش میافته دنبالت
    بی احترامی بهش نکن
    فقط بهش فکر نکن

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن maryam:

    سلام.
    من هم یه خواهر شوهر دارم 15 سال از من بزرگتر هست اما مجرد هست هنوز.
    اونم منو خیلی عذاب داد منم جدیدن هم اونو هم مادرش رو کم محل میکنم دیگه کمتر دخالت بی جا میکنن به نظر من شما هم فقط کم محلی کن.چون کم محلی از 10000 تا زهر چشم بد تر هست.

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن mohadese:

    سلام مريم جون و هستي جون زينب جون مرسي از راهنماييتون..كم محلي كردم..ولي از درون انقدر حرص خوردم كه مريض شدم الان…ولي بازم بهتر از دعوا كردن .مرسي دوستام

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن سماء:

    سلام عزيزم بنظر من بى محلى كردن مقطعيه چيزى رو درست نميكنه حتى شايد بعضى وقتا بدترم بشه فكر كن ببين خواهر شوهرت بيشتر روي چه مسائلى حساسيت داره و وقتى راجبش صحبت ميشه خوشش نمياد سعى كن ديگه راجبش صحبت نكنى هر چقدر بيشتر بشناسيش بهتر ميتونى از پسش بر بياى. تا حالا روز تولدش براش كادو خريدى؟ يا مثلا بهش گفتى وقتى توى فلان مهمونى رفته بودى جاش خيلى خالى ميومد و ازين كارا. بذار خواهر شوهرت فكر كنه نسبت بهش ارزش قائلى تا ميتونى اعتمادشو جلب كن در ضمن يه سوال تا حالا شده شوهرت جلوى تو يا در غياب تو از رفتاراش انتقاد كنه و برخورد درست رو بهش گوشزد كنه شايد سر همين مسئله باشه كه اون لج كرده شايد احساس ميكنه تو ميخواى با گفتن اين حرفا به شوهرت رابطه ي خواهرو برادريشونو خراب كنى و يه جورايي بهت بدبين شده به نظر من از محبت خار هاگل ميشود بايد با رفتارات عوضش كنى درمان ديگه اى نداره ميدونم سخته و شايد خيلى هم طول بكشه تا به حسن نيتت پى ببره ورفتارات براش باور پذير بشه ولى شدنيه فقط بايد صبور باشيو دلسرد نشى درضمن كتاب هاى روانشناسى بخون توى نحوه ى برخوردهاى درست و عملكرد بهتر ميتونه بهت كمك كنه
    اميدوارم صبور باشيو نتيجه بگيرى. و يادت نره بامحبت و رفتار درست جلب اعتماد … جلب اعتماد… جلب اعتماد

  • پاسخ دادن رآحـیـــل:

    عـزیــز بـه نظـرم سـعـی کن بـآهـآش دوسـت بشـی و ارتبـاط خـوب برقـرار کنـی!!!

    بـه هـرحـال اون خـواهـر همسـر شمـاست!میتونـی از همسـرت کمک یگیـری تـایه ارتبـاط خوب باهاش برقـرار کنـی!مثـلـا به خوآههـرشوهـرت یه کـآدو بـدی؛لبـآس بخـری برآش!یـا مثـلـا بـاهم بـریـد استخـر!!

    +بعـضـیافراد نسبت به فردی که با برادرشون ازدواجم یکنه حساس میشن!چـون فکـر میکنن اون آدم برادرشون رو دزدیده!!!!تـو باید سـعی کنی، ک باعث بشـی، اون هم با این قـضـیه کـنار بیاد!فـقـط کـآفیه رگ خـوابشـو پـیدا کنـی!

    ( البــــته؛ بعـضـی افراد هستن که مشکــل روانــی دارن!!اون دیگــه بـاید با مشــاور در موردش صحبت بشــه! . . . /. )

    امیـدوارم که کمکتــ کـرده بـاشم دوسـت خـوب :)

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن elyas:

    با سلام و خسته نباشید این یک مشکل عمومی که باید با اون کنر بیایید اگر میشه با همسرتان صحیت کنید که با خواهرش صحبت کنه بببینه مشکلش چیه
    2.خودتان پیش قدم بشید که باهاش صحبت کنید مشکل اون رو با خودتان حل کنید
    3.از کلمات محبت امیز مثل عزیزم جانم تو خواهرمی از این حرفا استفاده کنید
    4.ویا شاید اون خانم مجرد هستن احساس حسادت میکنن حتی الامکان جلوی خواهر شوهرتان با همسرتان شوخی نکید موجب حسادت خواهر شهرتان نسبت به شما میشه
    5.اگر هیچ کدام از این ها کار ساز نبود یا جدا کنید برید ویا برای خواهر شوهرتان خواستگار پیدا کنید
    {من لیسانس روانشناسی دارم}

    • پاسخ دادن مینا:

      بچه ها این که میگید با شوهرتون حرف بزنید خب خواهر شوهر من خیلی رو شوهرم تاثیر داره چون شغلش وکالت هست خوب به زبون میگیرتش و همیشه حقو به اون میده در شرایطی که نه خودش و نه بچه هاش جواب سلاممو نمیدن
      باز شوهرم میگه حتما حقته .تو همه چی دخالت میکنن حتی زندگی خصوصی و شوهرم اونو عاقل میدونه با این که همیشه بهش ثابت شده اگه به حرف من گوش می کرد بهتر بود

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن hosna:

    محدثه جون درکت میکنم چون همین دخالت خواهر شوهر ومادر شوهر باعث شدمن ونامزدم بعد 4ماه صیغه و 1هفته مونده به عقدمون همه چیز رو بهم بزنیم واز هم جداشیم من تمام وجودم رو برای رضایت انها میدادم وتمام شرایطشو قبول کردم نه اینکه کمبودی داشته باشم فقط بخاطراینکه 8سال منتظرش بودم وعاشقش بودم حتی سر بی احترامی نامزدم با خانوادش چند روز باهاش بحث داشتم ولی غافل ازینکه اونا شب وروز به نامزدم حرف یاد میدن ومنو از چشم انداختن هرگز ازشون نمیگذرم …بعضیا واقعانمک نشناسن اگرخوبیات جواب نمیده بی محلی کن درعوض فقط باشوهرت خوب باش بذاراونا حرص بخورن!!!!

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن maryam koloee:

    salam.bebein be nazare man to nabayd bahash dargir beshi vase inke age on har kari ham karde bashe bazam to moghaseri va akharesh kase kozahe sare to mishkane behtare sokot konio tahamol koni moteasefane

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن مهندس مشعوف:

    شما موقعیت خودتون رو به اون با اون اخلاقش تثبیت نکردید دنبال احترام می گردید ؟!

    سعی کنید موقعیتی فراهم کنید که کارهایی براش انجام بدید که خیلی براش مهم باشه ولی نباید اون کارها رو خیلی با عجله انجام بدید کمی با تامل حتی کمک گرفتن از اون .
    به مرور تاثیرش رو می بینید./

  • پاسخ دادن ggggg:

    بكشش

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن nina1182:

    سلام عزیزم به نظر من تنها کسی که میتونه حالشو واست بگیره شوهرته.تو سعی کن خوب باشی شوهرت بدی های اونو ببینه به حسابش میرسه.از دیدگاه علم روانشناسی اون به تاهل تو و توجه شوهرت بهت احساس کمبود هم میکنه دعا کن زودتر شوهر کنه….. :heart:

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن homiii:

    منم چهارتا خواهر شوهر دارم خدارو شکر خوبن ولی اگه روزی در حقم بدجنسی کنن رفت و امدمو کمتر میکنم

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن nahid:

    با مهربونی کاراشو سرش تلافی کن . :whistle:

  • پاسخ دادن فاطمه:

    سلام منم یه خواهرشوهرم و4تازن داداش دارم که خیلی هم دوستشون دارم البته منم مجردهستم ولی کارمندم همیشه سرم توزندگی خودم بوده دوست دارم زن داداشهام لوکس بگردن تاکسی پشت سرشون حرف نزنه ولی یکی اززن داداشهام هرکاری میکنی براش آخرش یه بهانه میاره برادعواکردن باوجودی که ازاونهاتحصیلاتش بالاترهست نه تنهابه من به شوهرش وپدروداداشهای دیگه ام هم حسودی میکنه مامجبوریم درمقابلش سکوت کنیم وبی تفاوت باشیم اینوگفتم که همیشه مقصرخواهرشوهرهانیستن زن داداشهاهم بعضیشون شیشه خرده دارن

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن baran:

    خواهر شوهر: حسود ، بخیل، چش دیدن هیچی نداره، لوس، ننر، همشم پزای الکی میدن ولی هیچی نیستن ، و رو اعصاب …..۲ تاش رو دااااارم اینقد جلوشون میچسبم به شوهرم که نگو یه حالی میده صورتشون دیدنی میشه :yahoo: :yahoo:

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن l.zlayegh@gmail.com:

    نظراتون جالب بچه ها

    • پاسخ دادن ستاره:

      منه بیچاره شوهرم اونا رو میبینه دیگا محلم نمیذاره

  • پاسخ دادن shiva:

    mnm 2 daram az haminai k migin, esmeshun chi buooood??? ahan khahar shohar. albate baz yekishun behtare.k az mn kuchiktare. vali un k az man bozorgtare ro har kar mikonm nemitunmbahash kenar biyam.fogholade motezaherT dorugh gu , zabun baze ghahar. km mahali kardam hala daran donblam miyan. faghat km mahali

  • پاسخ دادن Ati:

    خواهر شوهرم واقعا منو اذيت كرد خيلي دوسش داشتمو همش ميگفتم خواهرمي ولي بازم كاري نبود كه نكنه محبت هميشه هم كار ساز نيست 

  • پاسخ دادن سیلوانا:

    بهترین راه بی محلی و ندیدنش هست طوری که انگار وجودش برات ارزشی نداره.یه روز خودش هم ازدواج میکنه یه خواهر شوهر از خودش بدتر نسیبش میشه انشااااااااااالللللللللللههههههههههههههههههه

    • پاسخ دادن سلما:

      وا این چ حرفیه شما میزنید حتما خودشما ازاون خواهرشوهرا هستین ک الان دارن دربارش حرف میزنن وقتی ی نفر ازدواج میکنه درسته ک اول پسر اون خونه بوده اما الان خودش ی زندگی داره ومادرش وخواهرش باید اینو بدونن اگه طرض فکرشون اینه نباید ازاول براش زن میگرفتم باید نگهش میداشتن برا خودشون
      من ی این نتیجه رسیدم ک ب فامیل شوهر نباید ازاولش رو بدی ک اصلا مجال دخالت پیداکنن باید باهمسرت خوب باشی بگی و بخندی با اوناهم رسمی برخورد کنی همین منم اولش چکارایی ک براشون نمی کردم اما اصلا نمیفهمیدن فک میکردن ک وضیفمه وبی بعد از چهارسال اولا ازشون ازنظر مکانی دورشدم وبعدش رسمی شدم وشوهرمو پیش خودم کشوندم حالا دیگه الان اونم نسبت به اوناسردترشده :mail:

      • پاسخ دادن عروس:

        سلما جان شما چطور تونستيد همسرتون رو به طرف خودتون بكشونيد؟ من هم با خانوادش رسمي بودم و هم صميمي البته وقتي رسمي بودم اعصابم هم راحت تَر بود. ولي همسرم خيلي به حرف خانوادش گوش ميده توي بعضي مسائل نميدونم چكار كنم

    • پاسخ دادن سلما:

      من ب این نتیجه رسیدم ک ب فامیل شوهر نباید ازاولش رو بدی ک اصلا مجال دخالت پیداکنن باید باهمسرت خوب باشی بگی و بخندی با اوناهم رسمی برخورد کنی همین منم اولش چکارایی ک براشون نمی کردم اما اصلا نمیفهمیدن فک میکردن ک وضیفمه ولی بعد از چهارسال اولا ازشون ازنظر مکانی دورشدم وبعدش رسمی شدم وشوهرمو پیش خودم کشوندم حالا دیگه الان اونم نسبت به اوناسردترشده :mail:

  • پاسخ دادن بی نام:

    من یه خواهر شوهر دارم هر روز و روزی 2-3 بار زنگ میزنه به شوهر من الکی حرف میزنه
    حس میکنم دیگه داره شوهرم رو خاله زنک میکنه….
    چکارکنم؟؟
    کم محلی کردم دیگه خونه زنگ نمیزنه ، ولی زنگ کیزنه به گوشی شوهرم
    چکار کنم؟؟؟؟خیلیییی هم زبون بازه

  • پاسخ دادن مهراوه:

    شما خیلی عقده ایی یا بی سواد تشریف دارین شما خودتون خیلی حسود هستین که همسرتون برای خودتون میخواین قبل ازینکه همسر شما بوده برادر اونا بوده

    • پاسخ دادن سلما:

      وا این چ حرفیه شما میزنید حتما خودشما ازاون خواهرشوهرا هستین ک الان دارن دربارش حرف میزنن وقتی ی نفر ازدواج میکنه درسته ک اول پسر اون خونه بوده اما الان خودش ی زندگی داره ومادرش وخواهرش باید اینو بدونن اگه طرض فکرشون اینه نباید ازاول براش زن میگرفتم باید نگهش میداشتن برا خودشون

      • پاسخ دادن نازی:

        منم خودم خواهرشوهرم جالبه بدونید انقدر بازن داداشم صمیمی ام مثل خواهرمه انقدر دوسش دارم اونم همینطور کل خانواده حسودیشون میشه خودم دوتا خواهر شوهر خیرندیده دارم هربلایی خواستن سرم اوردن جداشدم قطع رابطه کردم الفرار.

  • پاسخ دادن آلما:

    سلام من 5 تا خواهر شوهر دارم اولیه خیلی خوبه و مهربان خدا براش خوب بخواد بچه هاشم مثل خودش خوبند.دومیه کم حرف اما معلومه اگه پاش بیوفته سرویسکار حسابیه سومیه شوخ و با فرهنگه خداییش 20 ساله ازش بدی ندیدم وچهارمیه فکرمیکنه شوهرمن شوهر خودشه فقط بلده خودشا برای داداشاش لوس کنه پنجمیه نه شفا میده نه مرگ خدایا صبرم بده خوب و بد یه کلمه حرف بزنند کل هفته من داغونم هر هفته هم مهمون دوره ای دارند.باید با سازهای مختلف چه کرد؟

    • پاسخ دادن الی:

      خفه شو لطفا، نفر اول زندگی هر کسی همسرشه

    • پاسخ دادن صبا:

      دهن گشادتو ببند
      توام ازون خواهر شوهرای عقده ای هستی که چشم دیدن بهتر از خودتو نداری به کوریه چشم تمام خواهر شوهرای بخیل خاک بر سر پسره مال زنش میشه غلط کرده بیاد دختر عزیز کرده یه خونوادرو بگیره اخرشم بچسبه به خواهر عفریتش

  • پاسخ دادن maryam:

    خیلی بدی باران شادم کردی از ته دل خندیدم مثل شما زیاد دیدم میدونی خواهر شوهرات چه فکری میکنن حتما فکر میکنن برادرشون خیلی سرتر از شماست یا میگن برادرمون چیزی نیست که براش اینقدر میمیره .فامیلای سببی که بواسطه ازدواج پیداشون میکنیم بلاخره از خون وگوشت خودمون نیستن که اگه پنج انگشتشونو بذارن تو عسل وبدن به ما باز فامیلای شوهرن و متقابلا اگه ما پنج تا انگشتمونو بزاریم تو عسلل بدیم بهشون باز عروس هستیم من خودم انصافا مادر شوهرم همیشه به من خانم میگه یا خواهر شوهرام وقتی هر دوسه ماه یکبار همدیگه رو میبینیم به هم محبت میکنیم وتواین چندسال کوچکترین بی احترامی بهم نکردیم ولی خواهر مادر آدم یه چیز دیگه ست هیچوقت انتظار محبت نداشته باشین از دیگران .از ته دل به این باور برسیم برامون کافیه.

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن دریا:

    کم محلی ازصدتاچوب بدتره براش

  • پاسخ دادن رز:

    خواهر شوهر من گل به خدا دوسش دارم

  • پاسخ دادن مینا:

    خواهرشوووهرررر…اصلن تا قبل اینکه داداششون ازدواج کنه به زور به داداششون سلام میدادن!!حالا بهش میگن داداشب دو روزه ندیدیمت دلتنگتیم!!!!!!الکیا!!!میخوان حرص دربیارن!!!

  • پاسخ دادن سمانه:

    سلام عزیزم توهر خانواده ی عروس وارد بشه خواه ناخواه مسائلی پیش میاد منم خواهر شوهرم ولی کتر از گل بهش نگفتیم ولی اون از روز اول بله برون انگار با ما دشمنی داشت میخواست گربه رو دم حجله بکشه یه جور خودخواهی و عصبانی شدن داره خیلی راحت تونست جاشو باز کنه اینو بگم ما اونجور خانواده نبودیم که اذیتش کنیم تا دلش خواست پشت ماهستن همش طلبکاره هنوزم میدونی چه کارا واسش کردیم مادر نداشن بهش یاد نداده بودن که باید احترام بزاره بالاخره بازور شده به همه خواسته هاش رسید .بنظر من عروسی که حد خودشو بدونه و به خانواده شوهر احترام بزاره و خودشو دخالت نده همه طرفش میرن .عروس ماهم الان هزار تا خوبیم کن دیگه از چشم ما افتاده یه جوری تو جمع رفتار میکنه که همه ببنن میگن به به چه عرووس خوبی …نمیدونم چه اب زیره کاه.. :cry:

    • پاسخ دادن هانی:

      سمانه جوون حرفت قبول!این اتفاق برای منم افتاد منتهی ازجانب خواهرشوهرم!!!جوری برام سر جلسه اشنایی شاخ وشونه کشید که انگار ببخشید از چاله میدون اومده :scratch: منم چیزی نگفتم چون دیدم شوهرم اب شد ورفت زیرزمین بخاطر حرف خواهرش.ولی کاش همون اول جوابش داده بودم چوون!رفته رفته پررو تر شد ونفهمید که سکوت من مقابل گستاخی هاش بخاطر حفظ حرمتها بوده نه کم اوردنی بوده نه چیزی.وجالبه که بگم خواهرشوهر اعجوبه اینجانب 1سال هم ازم بزرگتره :scratch:

  • پاسخ دادن سمانه:

    زن تو رفتار مرد خیلی تاثیر داره داداشم مارو دوست داره اما رفتارش خیلی عوض شده همش حرفای خاله زنکی داره بدجور هم چشمی داره اخه ادم با خواهر خودشم داره همه کار عروسمون ما بهشون کاری نداریم میفهمیمما اما چیزی نمیگیم خوب نیست وقتی 1نفر عضو جدید وارد خانواده میشه همه چیزو واسه خودش بخواد خاناده شوهر هیولا نیستن که …خوبه ادم خودخواهی رو بزاره کنار :-)

    • پاسخ دادن صدف:

      شما وقتی یکی وارد خانوادت میشه و همسر داداشت میشه بفهم و درک کن که دیگه نباید توقع داشته باشی همه توجه داداشت به تو باشه. ایشالا شوهر کنی درک میکنی و یکی از خواهرشوهرای نکبت مجرد کم میشه از کره زمین

    • پاسخ دادن آسمان:

      عزیزم شما وقتی عروسی کردی همه چیزوبراخواهرشوهرات بخواه :-)

  • پاسخ دادن roya:

    باور کنید عزیزانم منم 2 خواهر شوهر دارم این مشکلات رو دقیقا منم دارم ولی با حرص خوردن فقط خودمون دق میکنیم و بس اونا بیشتر خوشحال میشن وقتی میبینن اینقدر عذابمون میدن و شب و روز فکر مونو به اونا اختصاص میدیم…من خودم واسه خواهرشوهرم که 10 سال از من بزرگتره و مجرده به هرمناسبتی کادو میگرفتم و نازشو میکشیدم

    • پاسخ دادن صدف:

      رویا جان نمیفهمن این چیزارو. کادو بخری هم میگن داداشمون خریده. اما کادو ندی میگن زن داداشمون کادو نداد. کارهای خوب رو از چشم داداششون میبینن. کارهای بد رو از چشم عروس

  • پاسخ دادن رها م:

    من اوایل ازدواجم خیلی احترام خواهر و مادرشوهرمو نگه میداشتم ولی با بدیهایی که بهم کردن باعث شدن ازشون بیزار شم از چشم افتادن وقتی قراره ببینمشون انگار میخوان جونمو بگیرن حسود و عقده ای هستن منم بخاطر شوهرم که حساسه مجبورم سکوت کنم فقط حرص میخورم :dislike:

    • پاسخ دادن مونا:

      سلام منم خیلی از این کارا میکردم واسه خانواده شوهرم…
      فایده نداره…. ادم پدرسوخته بدذات هیچ وقت نمیتونه با کسی کنار بیاد…
      من فقط دوتا خواهرشوهر دارم که فکر میکردم مثل خواهرای خودمن :unsure:
      هر دوشون با شوهراشونو خانواده شوهرشون خیلی مشکل دارن تا میتونستم کمکشون میکردم واقعا تو تنهایم واسشون غصه میخوردم ولی وقتی از روی رفتارشون فهمیدم چقدر هوامودارن خیلی کم توقعیم شد :cry:
      هر کاری بگی براشون کردم تا بدونن من دوسشون دارم ولی در کمال تعجب دوتا خواهرشوهرام اسممو گذاشتن خودشیرین… :wacko:
      منم به خاطر این که رو تو رو باز نشه به ناچار مجبور شدم رفت و آمدمو کم کنم دیگه قضاوتش با خودتون…. :scratch:

    • پاسخ دادن صبا:

      همینا هستن که چشم ندارن بهتر از خودشونو ببینن انگار نه انگار که عروسم دختر عزیز کرده یه خونواده دیگست

  • پاسخ دادن مريم:

    سلام عزيزم منم دقيقا به مشكل شما بر خوردم
    ببين پول بهش قرض دادم كار براش جور كردم ماجراي سيگار كشيدنا و پارتي رفتناشو به هيشكي نگفتم تا ابروش نره اما هر روز ميره يه دعا ميگيره شوهرمو جادو كنه ذلم كرده دلم ميخواد با دستاي خودم خفش كنم
    اگه راهي پيدا كردي به منم بگو

  • پاسخ دادن دلارام:

    بمیرن الهی

  • پاسخ دادن دلارام:

    داغشون رو ببینم الهی انشالله روز خوش نبینن تو زندگی مسخر شون

  • پاسخ دادن سايه:

    واى باز مال شماها خوبه من اگه حرفاى زهرماريشو بگم همتون تعجب ميكنيد.

  • پاسخ دادن مینا:

    منم مثل شما این خواهر شوهر رو دارم بهترین کار اینکه ادمحسابش نکن بود و نبودش برات یکی باشه بازم میگم محلش نزار رابططون هم در حد سلام و خداحافظ باشه ..

  • پاسخ دادن maryam:

    منم یه خواهر شوهر خیلی بدی دارم از وقتی که عقد کردم فقط ازش بی حرمتیو بی احترامی دیدم جالب اینجا بود که حتی چش دیدن مامان بابامم نداش کلی به اونا هم توهین کرد آخر کار به جایی رسید که شب عروسیمو زد خراب کرد خیلی کاراشو تحمل کردم ولی درس نشد از شب عروسیم دیگه باهاش قطع رابطه کردم الان یک ساله که باهاش حرف نزدم الان خیلی راحتم رابطمو با شوهرم خیلی نزدیک کردم البته خیلی با شوهرم صمیمی بود ولی با قطع رابطه با اون و صمیمیت با شوهرم همه چیزو حل کرد و توصیه من اینه که رابطتو با شوهرت کمرنگ نکنی هیچ وقت هم از اینکه بهش بی محلی میکنی ناراحت نباش سعی کن ارزش خودتو و تربیت خونوادگیتو حفظ کنی و بالا ببری چون یه همچین افرادی لیاقت احترام و خوش برخوردی رو ندارن

  • پاسخ دادن ماري:

    ايول خيلي حال كردم

  • پاسخ دادن دل مرده:

    دلم داره میترکه دارم خفه میشم ازبغض گناه من چیه که شوهرم پول نداره جداکنیم مثل یه غریبه توخونه پدرش باهام رفتارمیشه یه خواهرشوهرترشیده بایه مادرشوهرحسودویه پدرشوهرخودخواه مغرور دارم زندگیمنم اطلاانگارمنونمیبینن هیچکی باهام حرف نمیزنه دارم دق میکنم انگارنه انگارمنم تواین خونه وجوددارم بااینکه پدرم فوت شده پدرشوهرم یطوری بادخترش رفتارمیکنه که دلم بدجورمیشکنه دعاکنیدبتونم مستقل شم حالم خیلی خرابه :cry:

    • پاسخ دادن صبا:

      عزيزم ناراحت نباش خودتو با كتاب خوندن و اينجور چيزا مشغول كن اين روزها هم ميگذره زندگي خودش تاوان بديهاي هركسي رو بهش ميده توخوب باش بزار ديگران بد باشن تو اگه بي توقع خوب باشي خودت ازخودت راضي باشي خودت خودتو دوست داشته باشي همه چيزهم درست ميشه زمان ميبره ولي درست ميشه موفق باشي :rose:

      • پاسخ دادن عاطفه:

        سلام،وای که منم 2تاخواهرشوهر نچسب از خودراضی دارم،یکیشون ازدواج کرده اون کی هم مجرده و از من کوچکتر،بدجور رواعصابم،مادرشوهرم ماشاالله همش حرفشوگوش میده باکاراشون منواذیت کردن اما ی جیزی که حالشونوگرفتم،شوهرمم پشت منه،تازه ما توی حیاط باهم زندگی میکنیم،خیلی گوشت تلخن،متنفرم از خواهرشوهرکوچیکم،،دوست دارم زودترازدواج کنه،بره گمشه همون بلای ک سرمن اوردا سرش بیاد :unsure:

    • پاسخ دادن آرمیتا:

      سلام عزیزم منم مثل تو بودم خیلی سختی کشیدم. تازه از شما بازم بهتره من پدر شوهر بیشعورم هم مواد میکشید جلوی نوه ها و .. و هم ماهواره هر چرت وپرتی نشون میداد شوهرمو مجبور میکرد تا نصف شب بشینه باهاش ببینه و وقتی هم که من به شوهرم می گفتم بریم بخوابیم پدر شوهرم میگفت شما برو بخواب ما کار داریم خیلی خیلی عذاب کشیدم فقط توکلم به خدا بود هر روز ظهر سعی کن سوره والعصر را بخوان که افسرده نشی . بعد از چند سال مستقل شدیم خدا رو خیلی شکر میکنم ان شاالله که شما هم مستقل شی الان هر چی زنگ هم میزنن برم خونشون نمی رم حالم ازشون به هم میخوره

      • پاسخ دادن نازلی:

        همشون عینه همن.منم یه خواهر شوهر بیشعور دارم.دوسال از خودم کوچیکتره.سمبله عقده و کمبوده.هرچیزه جدیدی میخرم وامیسه ایراد میگیره.پزه اجناسه آشغالیشو میده.اونموقع که مجرد بود میگفتم عقده شوهر داره.الان که شوهر کرده چه دردشه

  • پاسخ دادن مینا:

    منم ی خواهر شوهر دارم که از خودم ی سال کوچیکتره اما قبل از عقد من ازدواج کرده و حالا داره جدا میشه 6ماهه برگشته خونه باباش حالا تا من میخوام کاری برای عروسیم بکنم نمیذاره دعاکنید یابره دوباره سر زندگیش یا دوباره ازدواج کنه شوهرمم خیلی گوش به حرف خونوادشه :whistle:

  • پاسخ دادن دیبا:

    سلام دوست گلم. من یه خواهر شوهرم یه وبلاگ ساختم میخام از خاطرات خواهرشوهری بگم. بهم سر بزن شاید با طرز فکر خواهر شوهرت آشنا بشی تحملش برات راحت تر بشه. http://khaharshohar.persianblog.ir/ اینم لینکش
    موفق باشی دوست عزیزم :-)

  • پاسخ دادن آزیتا:

    منم یه خواهر شوهر مجرد داشتم چند ماه پیش عروسی کرد مادر شوهرم زن خوب و ساده ایه خداییش منو هم خیلی دوست داره اما دخترش اصلا نمیذاشت روابط ما خوب باشه خودشم هم از هیچ توهین و بی احترامی نسبت به من دریغ نمیکرد ولی من اصلا اهمیت نمیدادم و به خاطر اون هیچوقت با شوهرم بحث نمیکردم :whistle: حالا که ازدواج کرده گیر یه خواهر شوهر افتاده که نگو صد رحمت به خودش :yahoo:

    • پاسخ دادن هستی:

      منم 4 تا خواهر شوهر دارم یکی از یکی بدتر روز عروسیم همه چیز خوب بود ولی باورتون میشه روز پاتختی یه نفر از فامیل های شوهرم نیومدن میخواستن منو جلوی فامیل های خودم ضایع کنن الهی بمیرن ….

  • پاسخ دادن رها:

    سلام عزیزم من دوتاخواهرشوهردارم ازخودم بزرگتر ازسگ های ولگرد که به هرکسی پارس میکنن بدترن الان هفت ساله دارم باهاشون میسازم منم مریض شدم 27سالمه فشارخون دارم مشکل قندعصبی هم پیداکردم به همه چی من حسودی میکنن حتی دکتررفتنم

    • پاسخ دادن یلدا:

      رها جان فقط بی خیالشون بشو. منم ٢۶ سالمه با ۴ تا خواهر شوهرو یه جاری و یه مادر شوهر کارم آخر سر به دکترای مغزو اعصاب کشیدحتی نیمی از بدنم از بس که ریختم تو خودم لمس و بی حس شد. تصمیم گرفتم منم همونجا جوابشونو بدم ولی با خنده تا بترکن. تا شاید اونی که من کشیدمو کمی هم اونا بکشن. باید مثل جاریم جواب بدم تا همونطور که از اون میترسن از منم حساب ببرن. لیاقت ندارن باهاشون مهربون باشی.

    • پاسخ دادن یلدا:

      رها جان فقط بی خیالشون بشو. منم ٢۶ سالمه با ۴ تا خواهر شوهرو یه جاری و یه مادر شوهر کارم آخر سر به دکترای مغزو اعصاب کشیدحتی نیمی از بدنم از بس که ریختم تو خودم لمس و بی حس شد. تصمیم گرفتم منم همونجا جوابشونو بدم ولی با خنده تا بترکن :whistle: . تا شاید اونی که من کشیدمو کمی هم اونا بکشن. باید مثل جاریم جواب بدم تا همونطور که از اون میترسن از منم حساب ببرن. لیاقت ندارن باهاشون مهربون باشی.

    • پاسخ دادن سارینا:

      رها جان فقط بی خیالشون بشو. منم ٢۶ سالمه با ۴ تا خواهر شوهرو یه جاری و یه مادر شوهر کارم آخر سر به دکترای مغزو اعصاب کشیدحتی نیمی از بدنم از بس که ریختم تو خودم لمس و بی حس شد. تصمیم گرفتم منم همونجا جوابشونو بدم ولی با خنده تا بترکن :whistle: . تا شاید اونی که من کشیدمو کمی هم اونا بکشن. باید مثل جاریم جواب بدم تا همونطور که از اون میترسن از منم حساب ببرن. لیاقت ندارن باهاشون مهربون باشی.

    • پاسخ دادن سلما:

      رها جون سلامتی خودتو بخاطر ادمای بی ارزش طباه نکن عزیزم همه این مشکلاتو دارن یکی کمتر یکی بیشتر دوری کن ازشون دوری و دوستی عشقم

  • پاسخ دادن رها:

    سلام
    ول کتید توروخدا این حرفارو . این همه مشکلات تو زندگی هستش چسپیدین به چی آخه، کمتر رفت و آمد و برخورد کنین خب یه وقتایی هم مشکل ازخودتون هستش همیشه خودتون رو اون ور هم ببینید. موفق باشید :bye:

  • پاسخ دادن sara:

    من چهارتا خواهر شوهر دارم اولی که کاری به کار ما نداره دومی که نزدیک خونه ما هست هر روز زنگ میزنه حتی ساعت رفتن دستشویی شوهرمو می دونه سومی هم که چون شوهرش عذابش میده گردش نمی بره انتظار داره شوهر من ببره اونو گردش و چهارمی هم که اصلا کاری به کار ما نداره تازه خدارو هزار مرتبه شکر مادر شوهر و پدر شوهر ندارم حالا من چیکار کنممممممممم؟

  • پاسخ دادن nasim:

    سلام من تازه اومدم اینجارو دیدم ولی عزیزم خودتو ناراحت نکن کلا خواهرشور بیاد و یه دعوایی راه نندازه و دخالتی نکنه انگار فحش میدن :unsure: :unsure:

  • پاسخ دادن nasim:

    من فقط یه خواهرشوهر دارم خیلی بخیله وقتی بیاد خونه مادرشوهرم دوتاشون محلم نمیذارن :yes: خودشم فقط به من طعنه میزنه جوابشم بدم یه جوابی میده باید بسوزی اگه دید جوابشو میدی فرداش میاد تو خونت یه دعوای شدید راه میندازه البته به اتفاق مادرشوهر که تایه ماه اعصابت داغون میشه جواب هم میدی میگن چرا مگه ما چیکار کردیم :scratch: خلاصه ادم میمونه B-)

  • پاسخ دادن دل شکسته:

    یه خواهرشوهردارم خیلی بده دعاکنیدازدواج کنه بره واقعادیگه کم آوردم

    • پاسخ دادن s:

      خداوند ریشه عاملان فساد را از زمین برچیند. انشالله

    • پاسخ دادن ندا:

      منم یه خواهرشوهر دارم
      حسود ه
      همش خود شیرینی میکنه واسه شوهرم
      نمیدونم از دستش چیکار کنم خبر مرگش ازدواجم کرده
      کارم ب دکتر روانپزشک کشیده

  • پاسخ دادن ....:

    خانوم عزیزبی احترامی درست نیست شماوقتی ایشالا متاهل شدی شوهرتو بده به مادروخواهرش اصلنم ناراحت نباش یا اگه ترشیده تشریف دارینوکسی نمیگیردتون باباتونوبدین به عمهاتون طبق گفته خودتون

  • پاسخ دادن سمیرا:

    به تظر من تا کسی خواهر شوهر نشه و خودش زن داداش دار نشه نمیتونه حس طرف مقابل رو بفهمه. نود درصد مشکل ما خانوما اینه که هیچوقت خودمونو جای طرف نمیذاریم . من خودم چهرتا زنداداش دارم که یکیشون سرناسازگاری باما داشت تا اینکه خودشون عروس دار شدن و واقعا فهمید حس ما به زنداداش چیه

  • پاسخ دادن shima:

    سلام من خودم خواهر شوهرم عروسمون دوست صمیمی خودم ولی از وقتی عروسوم شده خیلی بد شده به خدا من اصلا تو زندگیشون دخالت نمیکنم یعنی هیچ کاری ندارم اما اون یه زنگ خشک و خالی به من نمیزنه تآزه منم زنگ میزنم یه جور حرف میزنه پشمون میشم چه کار کنم؟؟؟

  • پاسخ دادن ستاره:

    بیشتر مشکل به عروس برمیگرده.واردیه خونواده جدید میشهو درک نمیکنه کهاون خونواده برای خودش قانون داره.فکرمیکنه چون عروسه هر کاردوست داره میتونه بکنه در حالی که بایددرک کنه یه عروس بیشتر نیست و هر کارم بکنه عضوی از اعضای اصلی خونواده نیست.پس باید رفت و امداش کنترل شده تر باشه و فکرم نکنه چون عروسه شق القمر کرده

  • پاسخ دادن آنا:

    سلام محدثه خانم تنها قطع رابطه کن همین،جواب میده آره بهتر از دعوائه اما اگه میتونی بدون اینکه گریه کنی یا عصبانی بشی با منطق و البته با سیاست حرفتو بزن مطمئن باش جواب میده عزیز
    ایشالا زندگیت خوب بشه برا منم دعاکن

  • پاسخ دادن sahar:

    سلام عزیزم.خواهرشوهرمنم همین شکلیه.
    بهترین راه اینه که باهاش طوری برخوردنکنیدکه باهاتون احساس صمیمیت بکنه،درعین حال هیچوقت توجمع فامیل شوهرتون حرف نزنید.اگرهم ازچیزی نازاحت شدید جوابشونوندید چون بدتر میشه.کاملابی تفاوت باشید،اینطوری بیشترحالشون گرفته میشه

  • پاسخ دادن معظمه:

    سلام تو رو خدا کمکم کنید…من یه خواهر شوهر دارم 6سال ازم بزرگتره و ازدواج کرده وپیش مادر شوهرم هستش جاری امم دوسال بزرگتره و دختر عمه اشه…شوهرشم فامیلشونه…اوایل خواهرشوهرم همش با جاریم میرفت اینور اونور یا همش باهم حرف میزدن منو زیاد تحویل نمیگرفت اگه جاییم تنها باشیم با من زیاد حرف نمیزنه تا باهاش حرف نزنم…منم چون حرصم میگرفت یه وقتایی وقتی به شوهرم چیزی میگفت سریع جواب میدادم شوهر بچه آخر خانواده است…هی بهش میگه اینکارو بکن اون کارو بکن البته الان کمتر شده…شوهرم از دست شکایت های من از خواهرش خسته شده…البته من چون برادر ندارم زیاد رابطه خواهر وبرادری درک نمیکنم…ویه کوچولو حسودیم میشه…به شوهرمم گفتم شوهرم یه بار با مادرش وخواهرش حرف زد گفت چون زن من غریبه است نکنه بهش تحویل نگیرین..یه مدت خوب بود دیگه نه…الیته مادر شوهرم خیلی خوبه فقط خواهرشوهرم منو تحویل نمیگیره همش ب جاریم بیشتر تحویل میگیره…یه بار شوهرم بهش گفت تو با معظمه مشکل داری گفت نه چه مشکلی….تازه داخل بعضی کارامونم دخالت میکنه…باور کنید من خسته شدم بیشتر دعواهامون بین منو شوهرم درباره خواهرشه :cry:

    • پاسخ دادن سودابه:

      سلام.اتفاقا بهتر.این نشون میده که تو با اونا متفاوت هستی و اونا خودشون هم اینو میدونن.خوشا باغی که شغال از آن قهر کرد :laugh

    • پاسخ دادن صبا:

      همیشم اینطوری نیست من حالشو محترمانه تو جمع گرفتم الان احترامم بیشتر شده چون فهمیدن من بخور نیستم که هرچی دلش میخواد بگه همه میدونن کرم ازونه

    • پاسخ دادن صبا:

      اخه خواهر شوهر عددیه که تحویل بگیره یا نه
      برن گم شن حسودای بدبخت

  • پاسخ دادن فرناز:

    سلام,من چهارماهه ازدواج کردم,یکسال و نیمم عقد کردم,خواهر شوهر کوچیکم سه سال از من کوچیکتره,خیلی بام صمیمیه شوخی شوخی هرچیدلش میخواد میگه,منم نمیتونم نه جواب اونو ته جواب مادرشوهرمو بدم,ی جتریم دارم که خیلی افریته س,گرچه وضع شوهرش خیلی خوبه اما بمن حسودی میکنه,عروسی من عقد کرده بود,اما دعوا درست کردو نیومد عروسیم,حتی بعدش بم تبریکم نگفت,الان باش قهرم,حالا چند روز دیگه عروسیش,منم گفتم نمیرم عروسیش,بنظرتون یرم یا ن :-) ه

    • پاسخ دادن صبا:

      آخ آخ یه لباس آس بپوش ارایشگاه توپ برو فقط بزن برقصو شادی کن میمیرررررره دققققق میکنه
      اتفاقا حتما برو بدجور آتیش میزنیییییییییی

  • پاسخ دادن نگین:

    میدونی خواهر شوهر مجرد ا. چی حرص میخوره ؟
    از اینکه جلوروش به شوهرت محبت کنی
    کم محلیش کن به شوهرتم جلوش محبت کن

    • پاسخ دادن ...:

      آره بخدامن که دیگه جرأتم نیست جلواین دختره عفریته یه کم هم به شوهرم محبت کنم توجمع

    • پاسخ دادن صبا:

      آخ آخ یه لباس آس بپوش ارایشگاه توپ برو فقط بزن برقصو شادی کن میمیرررررره دققققق میکنه
      اتفاقا حتما برو بدجور آتیش میزنیییییییییی :laugh

  • پاسخ دادن بهنار:

    منم یه خواهرشوهردارم که باهم تویه خونه زندگی مبکنیم اوایل زندگیم هر اذیتی که ثلش خواست کرد قصدداشت منوازچشم شوهرم بندازه هنوزم داره ولی نمیتونه باهمه اینا بخدا اینقدباهام لج میکنه که دیگه کفری شدم من بایه پدرومادرشوهرخیلی بی ادب وبددهن ویه خواهرشوهر بی فرهنگ وبه اصطلاح لیسانس دارم به سختی وبه اجبارزندگی میکنم حالا بگید چکارکنم تا شوهرم حاضربشه منم یه زندگی مستقل داشته باشم مث بقیه جاریهام شوهرم اصلا حرف توکتش نمیره که بگم اذیت میشم :cry:

  • پاسخ دادن صبا:

    دوست عزیزم همه ما خانم هستیم و میدونیم که خانما وقتی با یه خانم دیگه لج میکنن یا اذیتش میکنن فقط دلیلش حسادته
    خواهر شوهر من یه بچم داره ولی همش سرش تو زندگیه منه داره دق میکنه درسشو وسط کار ول کرد ولی من فوق لیسانس برقم مهندسم اون بیکاره به هیچ دردی نمیخوره ولی من مهندس یه شرکتو یه پای زندگیم دلم میخواد عکس عروسیشو ببینی با اون ارایش نمیشد نگاش کرد وای بحال قیافه عادیش ولی قیافه من بخدا اینارو نمیگم که تعریف از خودم باشه خیلی از دوستانم الان میان به من میگن عقده ای ولی میخوام بدونی تنها دلیلش حسادته داره دق میاره تا میتونی فقطو فقط به شوهرت محبت کن اصلا توصیه اوناییکه میگن سازش کن رو گوش نده چون تو مجبور نیستی بخاطر ول دهنیای یکی دیگه خودتو کوچیک کنی و سازش کنی کادو بخری اونوقت فکر میکنی تو بخورشی و بخاطر ترست مجبور به سازشی خیلی با سیاست و محترمانه جلوی همه حالشو بگیر مطمئن باش وقتی با احترام اینکارو بکنی و دیگرانم ببینن که کرم ازونه احترام تو بالاتر میره بذار همه بفهمن تو از هیچی نمیترسی و واسه خودت ارزشو احترام قائلی
    خوارهر شوهر من از همه چیز من ایراد میگیره از لباس نامزدیم از هرچی مرتب تیکه میندازه منم با همون لحن دو سه بار جوابشو دادم الان خفه خون گرفته تو مسائل زناشویی منم دخالت میکنه که یه چیزی بهش گفتم که نگو!!!!
    حسادت قاتل همه آدمهاست الانم هرروز داره با شوهرم تماس میگیره هی حرف حرف متاسفانه شوهرمم یروز که اون زنگ نمیزنه این میزنگه خیلی همدیگرو دوست دارن خوب این اشکال نداره خواهرشه دیگه ولی داره عفریته گری هاشم نسبت به من میبینه

    • پاسخ دادن ژاله:

      ب طرز حرف زدن و برخوردت نمیخوره فوق لیسانس باشی خانوم مهندس

  • پاسخ دادن مهسا:

    مثل خودش باش رفتارکن

  • پاسخ دادن s:

    باید جوابشان را داد یا بی محلی کرد و یا خودتو ناراحت بگیر از دستشون
    اگر بخواهی به مادر شوهر یا خوواهر شوهر احترام بگذاری بدتر میکنند

  • پاسخ دادن s:

    خواهر شوهر یعنی بدبختی، یعنی فرار از شهری که در ان زندگی میکنی

    • پاسخ دادن فاطمه:

      منمو4تاجاری 3تا خواهرشوهر.جاری اولی خوبه.دومی ب شدت حسود.سومی آب زیرکاه.چهارمی ام خوبه.خواهرشوهربزرگم خوبه.دومی ترشیده ی حسود.انقد اذیتم کرده ک حد نداره.سومی ام ساکت ولی وقتی ام تیکه میندازه درست حسابی میندازه.دخالت هم میکنه.دوست ندارم باهاشون ارتباط داشته باشم.خدا نصیب گرگ بیابون نکنه.استرس دارم از دستشون.خدا هدایتشون کنه ک دست از حسادت بردارن.

      • پاسخ دادن فریماه:

        خواهر شوهر عقده ای، آگه خیلی داداشت رو دوست داری پس شوهر نکن و تمام عشقت رو برا داداش جونت خرج کن، اخرش که خسته میشی خودت از آون فضولایی

    • پاسخ دادن فاطمه:

      منمو4تاجاری 3تا خواهرشوهر.جاری اولی خوبه.دومی ب شدت حسود.سومی آب زیرکاه.چهارمی ام خوبه.خواهرشوهربزرگم :scratch: خوبه.دومی ترشیده ی حسود.انقد اذیتم کرده ک حد نداره.سومی ام ساکت ولی وقتی ام تیکه میندازه درست حسابی میندازه.دخالت هم میکنه.دوست ندارم باهاشون ارتباط داشته باشم.خدا نصیب گرگ بیابون نکنه.استرس دارم از دستشون.خدا هدایتشون کنه ک دست از حسادت بردارن.

  • پاسخ دادن مریم:

    سلام جالب اینجاست که من خواهر شوهر ندارم از حرفای شما هم چیزی سر در نمیارم من خودم خواهر شوهر هستم وقتی ازدواج کردم که میخواستم برم ما رسم داریم 3شب عروسی میگیریم شب حنا دزدی.شب حنا بندون.شب حجله رون.زن داداشم از شب حنا دزدی گریه کرد تا شب حجله رون حالا جالبیش به اینه که هفته قبلش عروسی خواهر خودش بود خواهرش میگفت عروسی ما اینقد گریه نکرد ما رسم داریم روز سوم برا پا گشت میان پیش عروس اما زن داداشم صبح روز دوم اومد پیشم خداییش زن داداشم خوبه پس همه مشکل ندارن

  • پاسخ دادن فهیمه:

    راستش منم این مشکلاتو داشتم با کوتاه اومدن و کادو خریدن حل نشد اما با بی محلی و رفت و آمد کم و جواب دادن حل شد

  • پاسخ دادن فهیمه:

    من دو تا برلدر دارم یه پسرم دارم اما اصلا دوس ندارم خواهر شوهر و مادر شوهر بشم :bye:

  • پاسخ دادن Faeze:

    سلام عزیزم منم یه مشکل دارم خواهر شوهرم زن عمومه قبلا که زن داداشش نبودم خوب بود ولی الان یه ادم دورو شده فرصت طلب مثلا چند شب پیش عروسی پسر عموش بود موقع که میخواستیم جهاز ببینم من حالم خوب نبود ولی میخواستم برم اونم بچش خواب بود پیاده شدم برم خواهر شوهرم گف منم میام مامانش گفتش توبچت خوابه بشین فاعزه هم نمیاد منم از ناچاری موندم اما اون چی کار کرد بچشو گذاشت بدوبدو رفت منم از لج زدم تو سر بچش اونم گریه کرد رفتم به همسرم گفتم صداش کنه اون نیومد منم ساکتش نکردم رفتم تو بچش 20دقیقه گریه کرد خودشم جهاز میدید بهم برو ساکتش کن پیش دختر عموهاش با لحن حق به جانب گفتم اگه بچت سر بارته میتونستی بچه نیاری :dislike: بعدم رفتم پیش عروس….بیخیال خواهر شوور B-) من مقصر نیستم :unsure:

  • پاسخ دادن Faeze:

    امان از دست حسودی خواهر شوهر روز جهاز کشون که اومد خوشحال بود ولی وقتی جهازم رو دید باد کرد ناراحت بود بعد فهمیدم دنبال ایراد میگشته پیدا نکرده خواهرشوهرم زن عمومه همش منو با خودس مقایسه میکنه سرویس چوبم سفیده دوروز قهر بود که باید مال اون هم سفید باشه خیلی بچس 22سالشه من19 :scratch: چیکار کنم دورو حسود لجباز غربت هستش :wacko: خیلی هم اذیتم میکنه من بخاطر همسرم همش سکوت میکنم :cry:

  • پاسخ دادن Faeze:

    محدثه بهش بی محلی حتی اگه یه روز خوب بود تو بزن تو برجکش مث خودش باش :mail: اذیتش کن دلت خنک شه ولی کم محلی بهتره بعدش حرف در نمیاره

  • پاسخ دادن Doki:

    یه خواهر شوهر 7ساله دارم خیلی فک میزنه میخوام خفش کنم اون یکیم حسود اومده بود خونمون تو شیشه دیفن هدرامین اب اکسیژنه ریخته بودم اون خنگول داد بچش خورد من دیدم بهش گفتم اون زد توگوشم منم بهش گفتم میخواستی ب وسایلم دست نزنی غربت بازی میکرد گریه کرد گفتم گمشو از خونم رفت بیرون دوروز بعد برا معذرت خواهی اومد گفتم حرفی نمونده بزنیم الانم بهتر که قهرم حوصله نیشو کنایه ندارم

  • پاسخ دادن Faeze:

    بیخی اونا حسودن خودت وقتی جاشونی تو مجالس بخند شاد باش وقتی تیکه انداختن محل نده میسوزن :laugh :yes: :yahoo:

    • پاسخ دادن نازي:

      من از همه بدبخت ترم ٦تا خواهر شوهر دارم يكي از يكي بي خداتر.شايد بگن اغراق ميكني ولي بخدا چيزي كه به سرم اومده رو ميگم اول ازدواجم ميگفتن ما آرزوي ديدن بچه داداشمون به دلمون ميمونه از شانس من ماه اول باردار شدم يه دفعه رفتارهاشون عوض شد و سرد شدن باهام .بجاي كمك بهم تا ماه ٥مي اومدن خونه ام ميخوردن كثيف ميكردن ميرفتن منم فقط گريه ميكردم و شوهرم عين خيالش نبود ي بار هم مادرشوهرم باهام دعوا كرد كه چرا مياي خونه من ميشيني كنار شوهرت و كار نميكني من اون زمان ٣ماه باردار بودم ميرفتم كار خونه اونم انجام ميدادم حالا ي خواهرشوهرم طلاق گرفته پيشش هس و يكي ديگه هميشه اونجاس .بگو چطور زن حامله كارتون و انجام بده بي خداها.واسه خونه تكوني مادرشوهرم گف بياين من جفتم پايين بود من كار ميكردم اون خواهرشوهرم تو اتاقش دراز كشيده بود .بچه ام دختر بود بهم گفتن ريدي .خواهرشوهر كوچيكم يه سال و نيم بود ازدواج كرده بود ديد باردار شدم خودشو كشت تا باردار بشه و تفاوت بچه اش با دخترم دو ماه هس.ازشون فحاشي شنيدم كتكم زدن .من فقط واگذار خدا و قران كردمشون

  • پاسخ دادن نوعروس:

    منم خواهرشوهرمجرد دارم.کم محلی میکنه اما به خودم :dislike: میگم مگه این کیه که بخاطرش خودمو شوهرمو ناراحت

    • پاسخ دادن نوعروس:

      انتظارداره من باهاش گرم بگیرمو بگوبخندکنم اما خودش ابدا اهل ایجورحرفانیست بخاد با زن داداشش گرم بگیره یه جورایی غده و مغرور.بهش خوبی م کردم خب آدم تا یه جایی اعصاب داره من که عروس اینا نشدم نازش رو بکشمو اونم رفتار سرد با من داشته باشه حال میکنم یه خاهرشوهرمث خودش نصبیش بشه تا بفهمه چیکار با دله من کرده :yahoo:

  • پاسخ دادن سارا:

    وای نگو خواهرر شوهر ها بدن ! رفتار خواهر شوهرا بستگی به رفتار شوهرامون دارن اگه شوهرامون به خواهراشون زیاد رو ندن اونا رفتارشون خوب میشه !من 2 تا دارم خدا نگهشون داره !!!!! شوهرم دومی رو دوس داره از اولی خوشش نمیاد دومی هم خیلی با سیاسته جوری وانمود کرده منو دوست داره در حالیکه از حسادت من میمیره و احساس میکنم پر میکنه شوهرمو رو شوهرم خیلی تاثیر داره و منو اذیت میکنه خیلی پرو بی تربیت و فضوله اون یکی هم اینجوریه ها ولی شوهرم ازش بدش میاد .من دندانپزشکم ا و تک فرزند اون دو تا هم از حسادت امسال از ارشد قبول شدن میخونن دو تاشونم ازدواج کردن همسراشونم ازشون حساب میبرن هر کدومم یه بچه 5 ساله دارن یه جورین که حتی نسبت بهمم حسودن چیکار کنم

    • پاسخ دادن سلما:

      عزیزم اینا دیگه مشکل تربیتی دارن

  • پاسخ دادن نوعروس:

    اگه میخاید شوهراتون توی مشتتون باشن به مادرشوهر وخاهرشوهرمحبت کنید.ی جورایی ظاهری خودتونو نشون بدید اشتباهی که من کردمونکنید من خیلی به شوهرم اعتراض میکردم چرارفتارمادر وخواهرت ایجوریه اونم میگف چرا منو به خاطراشتباه اونا مجازات میکنی .اینقدپشیمونم دوران عقدمو برا رفتارااشون خراب کردم بنظرشما میشه جبران کردتقریبا یک ماهونیم دیگه عروسیمه.مصیبت بزرگ ایناه خونه م طبقه بالا مادرشوهرمه بخدا داغونم زندگی نزدیک مادرشوهر واقعا بلای بزرگیه.به شوهراتون محبت کنید زن بایدسیاست جذب شوهرو داشته باشه .به اهل شوهرمحبت کنید و بذارین شوهراتون ببینن :rose: :rose:

    • پاسخ دادن متنفر از خواهر شوهر:

      من یه خواهر شوهر دارم بعد 2تا شوهر بلاخره با سومی کنار اومد. اینقدر حسود که چشم دیدن زندگی من نداره. حتی به دختر سه ساله ام اعتنا نمی کنه. خیلی به خودش و بچه هاش کمک کردم حالا وظیفه ام که شده بماند از زمانی که جاری جدید واسمون اومده اینقدر تابلو فرق میذاره من اصلا به رو خودم نمیارم . چون هر جا به نفعش باشه اونم هست. اینقدر حسوده که وقتی بچه های اون هستن مادر شوهر و پدر شوهرهم حق ندارن بچه منو بغل کنند اون ناراحت مشه.نخاله ای بیش نیست من و همسرم تحصیلکرده ایم . اون و شوهر کارگرش افاده دارن در حد تیم ملی .ازش یه خاطره خوب ندارم . بدیش اینه چون یه دونه است خیلی رو مادر شوهرم تاثیر میذاره

    • پاسخ دادن تنها:

      سلام
      منم دقیقا شرایط تو رو دارم
      الان طبقه بالای خونه م.ش زندگی میکنم
      یه خواهر شوهر دارم خیلی بی ادبه
      ما 4 ماه بود عقد کرده بودیم رفتیم خونشون به من حرف زشت زد زیر زبونی گفت کثافت بعد منم مثه احمقا بهش گفتم کثافت ینی چی چرا این حرفو میزنی همون لحظه ننش اومد حرف منو شنید خلاصه خواهرشوهرمم شرو کرد به وحشی بازی ک چرا به من فحش میدی
      چسمتون روز بد نبینه خدا میدونه چ حالی داشتم از اون روز تا حالا هر وقت میبینمش قلبم تند تند میزنه هر لحظه فک میکنم میخواد یه دعوا شرو کنه
      جدیدا ک یاد گرفته هر جا ننش میشینه اون پشت سرش میشینه و ادامو در میاره مثه میمون :laugh :laugh :laugh

      • پاسخ دادن ا:

        وای ببخش ولی خیلی خندیدم که برات ادا در میاره. عجب بچه ایه.

  • پاسخ دادن زهرا:

    من شش تا خواهرشوهردارم خدا به دادمن برسه همشون بدجنس وعقده اي شوهرم تک پسره.
    با خوارشوي اخري که همسن خودمه خيلي بهم حسودي ميکنه خونه ام نمياد به من بي محلي ميکنه چکارکنم ازدستش

  • پاسخ دادن نیلا:

    سلام خوش بحالتون که دراین حد مشکل دارین خواهرشوهر من که دیوونم کرده،بدون اجازه میاد توخونم ارامشما به هم زده روش بدی شب وروز حالیش نیست بالا سرمه،خیلی پررو هسته :wacko:

  • پاسخ دادن نیلا:

    درضمن من خودم خواهرشوهرم،ولی اصلا به زن داداشم حسودیم نمیشه یه بارم حتی باهم یه بحث کوچیک نکردیم ،اونم ازمنومامانم خیلی راضیه حتی به فامیلاش گفته مادرشوهرم از مادرم مهربونتره،خدایش مامان من خیلی هواشو داره

  • پاسخ دادن chakavak:

    سلام.من سه ماهه عروسی کردم.شوهرم سرپرست خونوادشه پدر شوهرمادرشوهرم عالین ومهربون.فقط خواهرشوهرم روبدم میاد ازش هروقت من با شوهرم میریم بیرون جونش میخاد دراد .اصلا آدم حسابش نمیکنم ولی همش پشت سرم حرف میزنه ازخدا میخام تا سال دیگه جدابشیم منم خونع دارشم خداجونم حاجتموبده :cry:

  • پاسخ دادن فاطيما:

    كارت كاملا اشتباه بود بايد تلافي كني و زندگي كني والله مگه جند روز زنده ايم :unsure:

  • پاسخ دادن ندا:

    بچه ها چیکار کنم از دست خواهرشوهرم
    همش خودشیرینی میکنه واسه شوهرم
    بخدا دیگه دارم دیونه میشم
    ازش متنفرم

  • پاسخ دادن لللیبب:

    بی تفاوت باشی بهترین راه

  • پاسخ دادن سوگل:

    بی تفاوت باش و راححت زندگیتو بکن

  • پاسخ دادن ساناز:

    سلام
    من 5تا خواهرشوهر دارم اما یکیشون که متاهل هم هست خییییلی تو زندگیم دخالت میکنه. تمام روزای نامزدی و عقد و حنابندون و عروسیمو بهم میریخت. خییییییلی تو زندگی زناشوییش کمبود توجه داره و چون شوهرم بهش اهمیت میده مثل بختک چسبیده به زندگیه من. حتی چندین بار دعوای لفظی کردیم و میگه برادرمو ازت میگیرم. متاسفانه شوهرم فک میکنه اون صلاحشو میخواد و الان بعد از 3 ماه عروسی زندگیم داره از هم میپاشه بخاطره یه زنه عقده ای. دلم اتیش گرفته. از طرفی فک میکنم اگر برای شوهرم و زندگیم بجنگم چه تضمینی هست ک شوهرم باز هم باه خواهرش اجازه ی دخالت نده؟؟ اخه خیلی به حرفاش اهمیت میده. خدا خیرش نده

  • پاسخ دادن aysoo:

    من خواهر شوهرم و مادرشوهرم اصلا دوست ندارن که همسرم سمت خانواده ی من و من بیاد دیگه خستم کردن چکار کنم :cry:

  • پاسخ دادن راحله:

    منم هشت ماهه ازدواج کردم,مادرشوهرم طلااااس, سه تاخواهرشوهرویه جاری دارم. هروقت میرم خونشون یاهاش میگم میخندم حتی میگم به چه لباس قشنگی دارین ,یامثلا چی دارین میبافین چه خوشگله و… ولی بعدهشت ماه متوجه شدم اصلا من براش مهم نیستم,یه سوال معمولی ام ازم نمیکنه .منم به شوهرم گفتم.اونم گفت حتما مقصرمنم. :cry: درصورتی که من خیلی دوسش داشتمو احترامشو داشتم. البته دوسال ازمن بزرگتره,یعنی بیست وهشته دوتام بچه داره . بخداخییلی دوس داشتم باهاش صمیمی باشم چون تنهام. اصلاهم اهل تیکه پروندن وغلمبه گفتن نیستم,یعنی بلدنیستم. ولی ازبی محلیاش بدم میاد.بهش پیام دادم چرا با زن داداش دیگه ت خوبی بامن سنگینی. برداشت گفت توفک کن شوهرت دوتاخواهربیشتر نداره . منومیگی سکوت کردم.ازون روزم که سه ماهه میگذره همش باخودم ناراحتم وهنوز باهاش رو در رو نشدم.ایناهرهفته جمعه هاخونه مادوشوهرمم.ولی ازوقتی همچین اتفاقی برام افتاددیگه جمعه ها نرفتم.وسط هفته اگه شدمیرم ازمادرشوهرم یه سرمیزنم.ولی جمعه ها هنوز نرفتم. خون شوهرمو توشیشه کردم سه ماهه. میگه من چه گناهی دارم و… نمیدونم چیکارکنم.همش میشینم به حرفاش فک میکنم

  • پاسخ دادن ستا:

    خواهر شوهر من 3ساله عقده منم 1 ساله عقدم فقطم بامن حسودی میکنه توخونه باهمه میگخ میخنده منو ک میبینه قیافه میگیره خودشون هیچ کدوم یادشون به تولد من نبود اونوقت میگه چرا تولد من کاری نکردی یا همشون عید میخاستن برن مسافرت برگشته میگه ما نمیتونیم مامان و ببریم شما هرجا رفتین مسافرت ببرینش خیلی ام پررو من یه اتو خریدم برا جهیزیه ام رفتم خونشون داشتم ب شوهرم میگفتم خوشم نمیاد از رنگش ببرم عوض کنم خواهر شوهرم گفت بده من پولشو بهت میدم الان چندماهه هنوز داره میده یا سر عیدی اوردن برامن میگن رسم نداریم ولی برا خودش همه رو دوبله گرفته :unsure:

    • پاسخ دادن عروس عسلی:

      منم سر مسئله عیدی آوردن خیلی ناراحت شدم.آخه شوهرم میگف ما رسم نداریم عیدی بیاریم واسه عروس در صورتی ک این حرفا الکیه.چون واسه خواهرشوهرم چیزی نیاوردن حالا زورشون میاد چیزی خرج من کنن.خب بمن چه که خانواده دامادشون سرش به تنش نمی ارزه.همش زیر سر خواهرشوهر حسودمه.همش منتظرت ببینه من چی خریدم چیکار کردم تا اونم انجام بدن.همش جلوی شوهرم از کم کاری های شوهرش میگه.شوهرمنم فکر میکنن که داره بمن محبت زیادی میکنه.تا حرفی میزنم میگه از خواهرم یاد بگیر ک انقد قانعه.وضعشون خوبه ولی یک ریال هم خرج کنن ک نمیکنن کلی منت میزارن.همش زیر سر اون افریتس ک چشم دیدن خوشی برادرشم نداره

  • پاسخ دادن آتریانا:

    من چهار تا خواهر شوهر دارم که باید تو کتاب بنویسند. از روز اول که شوهرم خاستگاریم اومدن نظر کردن که زندگی من از هم بپاشه
    الان هفت ساله زندگی میکنیم با اینکه رفتاآمد نمی کنیم همش سرشون تو زندگی ماست. من نفرینشون کردم که ایشاالله داغ بچه هاشونو ببینن. از شما میخوام برام نفرینشون کنین

  • پاسخ دادن فریبا:

    خدایی منم امرور انقد گریه کردمم عوضی گریمو دراورد خودش حماله انتظار داره منم حمالی کنم. خدایی سپردمش ب دستای بریده عباس تو همین شب قدی

  • پاسخ دادن مهشید:

    خدا ریشه ی خواهرشوهربدوبکنه زندگی منوهم پنج تاخواهرشوهرام نابودکردن باعث جدایی منو همسرم شدن بچمم ازم گرفتن بنظرمن ازشون دوری کن رابطتتو باهاش قطع کن

  • پاسخ دادن مينا:

    ولش كن بابا نقطعه ضعف نشون نده حساسش نكن ب تخمتم حسابش نكن :laugh

  • پاسخ دادن افشید:

    بنظر من ایقد کوتاه اومدن هم به صلاح زندگیتون نیست…ی روز به جایی میرسه که علنا جلو خودتون تو زندگیتون دخالت میکنه :-)

  • پاسخ دادن افشید:

    ولی خوش بحال خودم که خواهر شوهر ندارم :D

  • پاسخ دادن نيايش:

    منم يه خواهرشوهر دارم ازم ده سال بزرگتره و دوتا دختر داره ، هميشه حس رقابت و حسادت داره بهم هروقت طرف صحبتش من باشم با اخم و لحن خشمگين حرف ميزنه حتي عادي ترين حرفارو …. يكبار نشده يه حرف از دهن من دربياد و اون فوري مخالف اون حرفو نزنه اصلا هيچ جوري نميشه باهاش ارتباط برقرار كرد هيچ وقت آزم تعريف نميكنن اگه موهامو رنگ كنم يا لباس جديد بپوشم نگاهشون مشخصه كه كف كردن اما لب باز نميكنن به تعريف …. دستپخت و سليقه ي من تو كل فاميلشون زبانزده اما اينا هربار كه ميان خونمون معلومه از غذاها خيلي خوششون اومده و دارن لذت ميبرن از غذاها اما دريغ از يه تعريف و تمجيد … كلا عقده اي تشريف دارن ، منم تنها كاري كه كردم ارتباط تلفني رو باهاش قطع كردم خونشونم نميرم فقط هفته اي يكبار خونه ي پدرشوهرم مجبورم چندساعت اخلاق بدشو تحمل كنم امكان نداره يكبار بريم خونه پدرشوهرم اون و بچه هاش اونجا نباشن دخترش پونزده سالشه از خودش بدتره با چشم ميخواد منو قورت بده انگار طلب داره آزم البته توقعي نيست چون دختره اون مادره ديگه …. اينجور آدما خيلي حقيرن ارزش ندارن باهاشون معاشرت داشته باشيم

  • پاسخ دادن aram:

    سلام محدثه خانم این چیزها برای همه هستش به نظر من یا همین جوری ببخش یا مثل خودشون باهاشون رفتار کن

  • پاسخ دادن فریده:

    منم دوتا زنداداش دارم با کوچیکه خوبم بااینکه بین منو داداشم موش میدوونه و حرف حرف خودشه اماباادبه.اما بزرگه انگار از دماغ فیل افتاده خیلی تو فامیل پشت سرم بدمررو میگه و شنیدم چنتا خواستگارمم باتهمتاش پرونده.داداشمم اصلا بهش چیزی نمیگه نمیدونم چرااا فقط موقع هایی ک پول نداره میاد یه تیکه از طلاهام رو میبره میفروشه.مثلا قرض الپس نده. البته منم چهارساله دیگه کاری بهکار هیچکدومشون ندارم چون اگ خودتو درگیر کنی میگن خواهر شوهر حسوده و ال بل و…فقط به داداشم گفتم طلاهام رو بخرو پس بیار برادریتو نخواستم البته جالبه بدونید که داداشم جلو زنش جواب سلام من رو هم نمیده.خلاصه ک جونم برات بگه خیلی دلم گرفته میدونم یروز زنداداشم خودش عروس دار میشه و تموم این ماجراهای ک سرمااورد سرخودش میارن.

  • پاسخ دادن s:

    من خودم خواهرشوهرم ولی بدجنسی زنداداشم انگشت کوچیکه یه خواهرشوهرهم نیست چراهمه براخواهرشوهرمینویسن مگه زنداداشا خوبن نه بخدافقط به خاطر داداشا تحمل میکنیم

    • پاسخ دادن nana:

      سلام من ۶تا خواهر شوهر دارم هیچ کدام خواستکاری نیومدن منم زبونم درازه الان به رویم چیزی نمیگن به شوهرم یاد میدن منم ادم بیخیالیم شوهرم پرویی کند تو دهنش میزنم میگم ادم حسابت نکردند نیومدن خخخخخ .حالا یه چیز میگن میگم مکه شپهرم خواهر داره .مادر شوهر ندارم