nalan تصویر پروفایل سوال زیر را مطرح کرده

در مورد مامانم

زمان پرسش: ۲۵ام فروردین ۱۳۹۳

سلام دوستان.چند ساله ازدواج كردم .ازاين ناراحتم نميتونم شوهرم رو جايگزين مامانم كنم.يعني نميتونم به اون تكيه كنم دلم ميخواد همه چيزم رو فداي مامانم كنم . لطفا راهنمایی کنید.

پاسخ شما ...

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن محدثه:

    سلام.
    قرار نیست همسرت جای مادرت رو بگیره یا مادرت جای همسرت رو.
    هرکدوم جایگاه خودشون رو دارن.
    بحث مادر و دختر بودن با زن و شوهر بودن خیلی فرق داره.
    زیادی به مادرت وابسته هستی.
    اگه همین روند رو ادامه بدی نه تنها شوهرت ازت خسته میشه شاید هم ممکن باشه که خدایی نکرده از مادرت دل چرکین بشه.
    بهت پیشنهاد میکنم حتما به یه مشاور مراجع کنی.یادت نرها.

  • پاسخ دادن mina:

    به نظر من جایگاه هر کسیوتو زندگیت بشناس هرکس جایگاهی داره

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن nazanin mim:

    سلام عزیزم!
    من هم تازه نامزد کرده ام. به نظرم شما کار خیلی بدی داری انجام میدی (البته به طور ناخواسته) ببخشید که رک می گم ولی این کار شما یه اسم ناخوشایندی داره به نام: بچه ننه بازی. … بعد از چند سال ازدواج که هزار ماشااله تجربه اش رو داری، دیگه بچه ننه بازی رو بذار کنار. من منظورم این نیست که خدای نکرده توهین به شما و روابط قشنگی که با مادرت داری بکنم. ولی خداییش اگه این صفت خودت رو از این به بعد به جای (جونم رو فدای مادرم بکنم) با نام بچه ننه بازی صدا کنی، راحت تر می تونی به اشتباه بودن اون فکر کنی. بعضی از ماها، به این که زیاد احساساتی باشیم، نمره ی مثبت می دیم ولی ابدا کار خوبی نیست. شمام شاید داری به احساسات زیادی که نسبت به مادرت داری، نمره ی عالی می دی. …
    شوهرت که هیچی، این رفتارت ممکنه خواهر- برادر یا حتی پدرت رو برنجونه. چون اینقدری که شما خودت رو به مامانت می چسبونی، سایر اعضای خانواده ی خودت هم، در جوار شما و محبت های بیش از حدتون، جایی پیش مامان باز نمی کنن. مامان مال همه اس. باید به مادرت هم اجازه بدی افراد دیگه ی خانواده رو هم ببینن و حس کنن. چون اونا هم مامان رو به اندازه ی شما دوست دارن.اما در جوار شما کم رنگ تر به نظر میان. این؛ ممکنه دل اون بنده خداها رو هم برنجونه و یه حسادت هایی به وجود بیاره. … بعدشم:
    ما یه راهکاری داریم که از سال های ابتدایی توی درسامون بوده: حضرت علی به امام حسن وصیت کردند هرچه برخود می پسندی، بر دیگران هم بپسند. … شما دوست داری همسرت، جون و تمام زندگیشو فدای مادرش بکنه و شما در درجه ی دوم اهمیت باشی؟؟؟ … خودت رو جای شوهرت بذار و بدون که بعد از چندسال زندگی مشترک، ایشون رسما و شرعا و قانونا باید بعد از خدا، نفر اول توی زندگیت باشه. این حق ایشونه. و اگه این حق رو محترم نشمری براش، مسئولی!!! … الان همسر آقای (؟) هستی – نه دختر کوچولوی مامان. … کانگورو کوچولوی ذهنت رو از تو کیسه ی مامان در بیار خانومی.
    به حرفام فکر کن لطفا-پاینده باشی

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن nilofar:

    این افکار در رفتار شما اثر خواهد گذاشت . ممکن است که حقوق همسرتان را رعایت نکنی و این عامل تنش بشه. این قضیه را کاملا فراموش کن و این خاطره را از ذهن خودت دور کن . نزار این عامل تنش و اختلافی در زندگی شما بشه. وپیامدهای منفی و بنیان خانوادتو بهم بریزه هیچ عقل سلیمی این کار را نمی پسنده . باید احساسات و غرایز را مدیریت بکنی. اگر مدیریت کنی دیگر چنین مشکلاتی پیش نمیاد . و این یادت باشه هر گل بویی داره باید یک دید شفاف از زندگی داشته باشی زیرا اگر یک دید مبهم داشته باشی این هم یک حساسیت ایجاد می کنه.. اگر زن و شوهر زندگی شان استحکام داشته باشه و بین آنها محبت باشه ،خود خانم وآقا با هم مشکل نداشته باشند ،دیگران نمی تواند روی زندگی آنها اثر بزارن سعی کن متعادل رفتار کنی و قدر همسرتو بدون

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن غزال:

    اشتباه اینجاست که می خوای یکی رو جایگزین یکی دیگه بکنی.قرار نیست یکی رو بندازی دور یکی دیگه رو جاش بنشونی.مادر شما مادر شماست و همسرتون هم همسرتون.اما می خوام یک نکته ای رو بگم خدمتتون اونم اینه که دختر بعد از ازدواج (شرعا و قانونا) باید محبتش رو تا می تونه به همسرش بده و مطیع خواسته های معقول اون باشه.مادر هم جای خودش احترامشو داشته باشه.اگه این طوری پیش برید شاید همسرتون از شما زده بشه و بره سراغ یک خانوم دیگه.من واقعا معذرت می خوام که اینو می گم ولی گفتم بگم که دیدتون رو بازتر کنم.

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن Asal:

    چه چیزهایی در مادرت وجود داره که تورو مجذوب خودش کرده و واست جایگاه بالایی داره… مطمئنا دنبال نقطه ضعف مادرت نیستی شما. وحسن و کمال وخوبیهاش واست پررنگه…
    پس در همسرت هم خوبی هارو پیداکن و پررنگ تر جلوه بده تا واست جایگاه بالایی داشته باشه… امیدوارم تونسته باشم کمکت کنم

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن fatima:

    اینکه شمامیگی نمیتونی به شوهرت تکیه کنی بحثش با مامانی بودن فرق داره.شماوقتی احساس میکنی که نمیتونی به شوهرت تکیه کنی که نکات منفی زیادی ازش دیده باشی که باعث شده این احساس درتوبوجودبیاد.واینکه میگی حاضری همه چیوفدای مادرت کنی لابدبخاطراینه که کسیو جزمادرت(حتی همسرت)محرم اسراروغمخوارت پیدانمیکنی.رفتارواخلاق همسردراین مواردخیلی موثرهستش که تو احساس میکنی همسرت به اندازه مادرت درکت نمیکنه.برای همین هم هستش که همسرتونمیتونی جایگزین مادرت کنی.البته ناگفته نماندکه طبعا هرشخصی درزندگی شماجای مخصوص خودش روداره.راهکارمهم اینه که باهمسرت بشینی حرفایی که تودلت مونده که باش درمیون بزاری بگی وازاحساساتوعواطفت باهاش حرف بزنی اگرهمسرت انسان روشنی باشه باآغوش بازازتو وحرفات استقبال میکنه.موفق باشی دوست گلم.

  • تصویر پروفایل
    پاسخ دادن نگاربانو:

    مادرت مادرته شوهرتم شوهرته!!!چرا جایگاه اینا توی زندگیتو با هم قاطی مکنی؟!این جوری به هیچ جا نمی رسی ها!!!

  • پاسخ دادن سکینه*:

    سلام دمت گرم عالی بود یه پامشاوری براخودت :encourag: نازنین میم خانوم.